دو بیتی های عاشقانه
تن پاکش پر از گرماي تب بود
تمام روز او انگار شب بود
بدون ليلي اش در حال مردن
کمي آواره و مجنون لقب بود
*******
عجب لبي ! شكرستان كه گفته اند ، اينست
چه بوسه ! قند فراوان كه گفته اند اينست
به بوسه حكم وصال مرا موشح كن
كه آن نگين سليمان كه گفته اند اينست
*******
عهدكرديم كه بي دوست به صحرانرويم
بي تماشا گه رويش به تماشا نرويم
بدرشتي و جفا روي مگردان ازما
كه بكشتن برويم از نظرت ما نرويم
*******
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است
********
کاش مي شد درست ،گريه کنيم
مثل روز نخست، گريه کنيم
نامه اي گر رسيدمان از دوست
پيش مامور پست گريه کنيم
********
کوچه يادآور هر لحظه تمناي من است
کوچه خلوتگه فرياد سراپاي من است
بي تو گر ميگذرم از سر پيمان شکني ست
گرد و خاکش به خداوند تسلاي من است
*******
قسم به لحظه هاي عاشقانه اي كه اشك
دوباره حلقه مي زند به چشم من، براي تو
تمام آسمان شهر تيره مي شود و من
هنوز خيره مانده ام به سمت روشناي تو
*******
ياس بوي مهرباني ميدهد
عطر دوران جواني ميدهد
ياسها ياداور پروانه اند
ياسها پيغمبران خانه اند
*******
هنوز اون روز فراموشم نمي شه
که با دست قشنگت روي شيشه
کشيدي عکس قلبي و نوشتي
واسه امروز و فردا و هميشه
*******
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه ديدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
اين چشم بخوابد آن يکي بيدار است
*******
روزگاري من و دل ساکن کويي بوديم
ساکن کوي بت عربده جويي بوديم
دين و دل باخته ديوانه رويي بوديم
بسته سلسله سلسله مويي بوديم
*******
نازم به خاک راه خرابات ، کز درش
هر شب خراب آمده ، آباد رفته ام
آموختم ز شيوه چشم تو عاشقي
شاگردم و به مکتب استاد رفته ام
*******
عشقبازي کار هر شياد نيست
اين شکار دام هر صياد نيست
عاشقي را قابليت لازم است
طالب حق را حقيقت لازم است
*******
من و ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما
من و ببخش اگه شبا ستاره ها رو ميشمرم
من و ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوستت دارم
*******
در ميان ظلمت شبهاي غم
چلچلراغ قلب من چشمان توست
گرچه لبريز از غم و درمانده ام
هر نگاهم در پي درمان توست
*******
آمد گذشت از من و ساده سلام کرد.
با يك نگاه, كار دلم را تمام كرد.
پروانه هاي سبز نگاهش قشنگ بود.
با يك نسيم خنده به من احترام كرد.
*******
من آن مجنون تنهاي غريبم .
كه از سهم دو دستت بي نصيبم .
به دل گفتم كه روزي خواهي آمد.
و دل مي داند او را مي فريبم...
*******
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست
من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
*******
ميروم زديده ها نهان شوم
مي روم که گريه در نهان کنم
يا مرا جدايي تو مي کشد
يا تو را دوباره مهربان کنم
*******
در فصل زرد عشق بيا در کنار من
شعري بخوان براي دل بي قرار من
در آخرين تبسم بي رنگ آفتاب
رنگي بزن به ظلمت شبهاي تار من
*******
دوستت مي دارم اي عاشق ترين
تو که در قلبم چنين بنشسته اي
خوش نشين که جاي خوبي آمدي
خوب مي دانم که خيلي خسته اي
*******
اي عشق کمک کن که به سامان برسيم
چون مزرعه تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار ،يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم
*******
شرابي از لبت در جام کردي
مرا با بوسه شيرين کام کردي
دلم آهوي وحشي بود و او را
ندانم با چه افسون رام کردي
*******
يك نفس با ما نشستي خانه بوي گل گرفت
خانه ات آباد كاين ويرانه بــــوي گل گرفت
از پريشان گويي ام ديدي پريشان خاطـــرم
زلف خود را شانه كردي شانه بوي گل گرفت