تفکر ایرانی......

سلام. امروز می خوام داستانی رو براتون تعریف کنم که هر جور برداشتی می تونین از اون داشته باشین پس ... !!!
یه روز یه ایرانی میره کره جنوبی و تو اونجا با هفت نفر که هر کدومشون از یه ملیتی بودن دوست می شه. یه روز با هم تو خیابون قدم می زدن که می رسن به یه ترازو و می گن که بیاین خودمونو وزن کنیم. دستگاه هوشمند وزن کشی طوری بود که برای هر بار وزن کشیدن ۱ سکه باید تو مونیتور دستگاه مینداختی.
پس جمعاً می شد ۸ سکه.
ایرانیه می گه من می تونم با ۱ سکه همتونو وزن کنم. به نظر شما این چه جوری امکان داره؟
جواب خیلی ساده است....
ایرانیه می گه همتون بیان روی ترازو. جمعا می شن ۹۰۰ کیلو. حالا به هر کدوم یکی یکی می گه پیداه شیدن. وقتی اولین نفر پیاده می شه ترازو ۸۲۰ کیلو رو نشون می ده. و معلوم می شه که نفری که رفت کنار ۸۰ کیلو بود. و ...
نظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر یادتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتون نــــــــــــــــــــــــــــــــره!!!!!!!