معنی اخلاص ...
معنی اخلاص ...

استاد, شاگردش را بهكنار درياچهاي برد و گفت:
- (امروز بهتو ياد ميدهم كه اخلاص واقعي چيست.)
از شاگردش خواست تا همراهش وارد درياچه شود, بعد سر
مرد جوان را گرفت و او را زير آب برد.
يك دقيقه گذشت. اواسط دقيقه دوم, پسرك با تمام قوا دست و پا ميزد تا خودش را از دست استادش رها كند و بهسطح آب بيايد. بعد از دو دقيقه, استاد او را رها كرد. پسرك كه نزديك بود از نفس بيفتد, بهروي آب آمد.
فرياد زد: (نزديك بود مرا بكشيد!)
استاد منتظر ماند تا نفس جوان برگردد و بعد گفت:
- (نميخواستم بكشمت, اگر ميخواستم, ديگر اينجا نبودي. فقط ميخواستم بدانم وقتي زير آب بودي, چه احساسي داشتي.)
- (احساس كردم دارم ميميرم! تنها چيزي كه در زندگي ميخواستم, كمي هوا بود!)
- (دقيقا همين است. اخلاص واقعي تنها وقتي ظاهر ميشود كه تمنايي داشته باشيم, و اگر بهآن نرسيم, بميريم.)