فضیلت شب قدر

شب قدر از شب های مقدس و متبرک اسلامی است . خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره ای نیز به نام " سوره قدر " نازل فرموده است .
در تمام سال ، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی رسد . این شب شب نزول قرآن ، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است .
ملائکه در این شب بر زمین فرود می آیند ، نزد امام زمان علیه السلام می روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می دارند .
شبزندهداری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب ، بسیار توصیه و تأکید شده است .
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود : " یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه ( هشتاد سال ) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود . "
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود ؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که " شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است . "
" شب قدر " واژه ای قرآنی است . این شب در قرآن ، در سوره قدر ، با صفت " مبارکه " یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است . " انا انزلنه فی لیله مبارکه ، لیله القدر خیر من الف شهر "
( ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم . شب قدر از هزار ماه برتر است . )
در شب قدر ، همه امورات عالم اندازه گیری می شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می رسد . دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است ؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می دانند و گروهی در ماه رمضان ، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب های بیست و یکم ، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می دانند . شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می دانند .
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است . خوابیدن در شب قدر مذموم و شب زنده داری در آن مستحب است .
بنا بر روایات ، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است . دعا و استغفار در شب قدر ، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است .
الف) فضیلت شب قدر در کلام معصومین علیهم السلام
پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله فرمود :
" ماه رمضان سرو ماهاست و شب قدر سرور شبهاست " .
" شیطان در این شب ، بیرون نمى آید تا آن که سپیده اش تابان شود و در آن شب ، او نمى تواند کسى را فلج یا دردمند سازد ، یا فسادى بر کسى وارد آورد . و در آن ، جادوى هیچ جادوگرى کارگر نمى شود " .
امام صادق علیهالسلام فرمود :
" قلب ماه رمضان ، شب قدر است " .
" مقدرات ، در شب نوزدهم ، تعیین ؛ در شب بیست و یکم ، تأیید و در شب بیست و سوم [ ماه رمضان ] ، امضا مى شود " .
ب) اعمال و مستحبات شب هاى قدر
شب قدر ، شبى بسیار بافضیلت است . بنابراین ، از این فرصت هاى به دست آمده باید بیشترین بهره را بُرد . بهترین اعمال در این شب :
توبه
توبه از مهم ترین اعمال شب قدر است که در کلام و سیره معصومین علیهم السلام تأکید فراوانى بر آن شده است . باید در این شب هاى مبارک تلاش کرد که در حالات فکرى و روحى و قلبى تغییر ایجاد شود و تصمیم بر ترک گناه گرفته شود .
دعا
" دعا " ، توجه به بارگاه حضرت معبود است و نوعى معراج روحى مؤمن به شمار مىآید . دعا ، توجه قلبى انسان به خداوند است . بنابراین ، چه فرصتى بهتر از شب هاى قدر ! بیایید دست خویش را به درگاه الهى بالا ببریم . پیشانى را بر خاک ساییم . اشک از دیدگان سرازیر کنیم و در مقابل حضرت حق به بندگى و تسلیم در برابر او اعتراف کنیم .
تلاوت قرآن
از آنجا که شب قدر ، شب نزول قرآن است ، بهترین عهد نامه با پروردگار کریم ، تلاوت قرآن است . از این رو ، خواندن با تأمل و تدبر قرآن به ویژه در چنین شب هایى بسیار مناسب است .
شب زنده دارى
همه برکات شب قدر ، در پرتو شب زنده دارى و احیاى شب قدر ، قابل دسترسى است ؛ به ویژه اگر در مسجد به میزبانى خدا و در میان دیگر بندگان پاک خدا انجام گیرد .
خودشناسى
یکى از بهترین کارها در شب قدر ، شناخت خداوند سبحان است که مقدمه اى است براى رسیدن به مقام رستگارى و نورانیت دل و از سوى دیگر ، خودشناسى ، مقدمه چنین معرفتى است ؛ زیرا هر کس خودش را بشناسد ، خدا را مى شناسد .
بنابراین ، تأمل در نفس خود اینکه از کجا آمده ، براى چه آمده و به کجا خواهد رفت فراهم آوردن زمینه اى براى خداشناسى و دست یابى به فضایل این شب است .
ج) اهمیت و ماهیت حقیقى شب قدر
شب قدر ، شبى است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه اراده و اختیار و قابلیت هاى او مقدر مى شود .
شب قدر یکى از شب هاى نیمه دوم ماه رمضان است که بر اساس روایات ، یا شب نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر شب بیست و سوم ماه رمضان است .
در این شب که شب نزول قرآن است ، خیر و شر مردم و ولادت و مرگ و روزى و حج و اطاعت و گناه و هر حادثه اى که در طول سال به اراده انسان رخ خواهد داد ، مقدر مى شود .
شب قدر همیشه و هر سال تکرار مى شود . عبادت این شب فضیلت فراوان دارد و بهره بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله ، بسیار مؤثر است .
در شب قدر ، تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى شود و وى از سرنوشت خود و دیگران باخبر خواهد شد .
آیا شب قدر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟
شب قدر فقط مربوط به دوران زندگى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نیست و در زمان هاى گذشته نیز وجود داشته است .
امام جواد علیه السلام مى فرماید : " خداوند شب قدر را در آغاز آفرینش جهان آفرید و در آن ، اولین پیامبر و نخستین وصى را هستى بخشید " .
اصل شب قدر از ابتداى آفرینش جهان هستى وجود داشته ، ولى فضایل بسیار بالایى به طور ویژه در این شب براى امت اسلام قرار داده شده که در امت هاى پیشین سابقه نداشته است .
با توجه به اختلاف تقویم در کشور ها ، آیا ممکن است چند شب قدر وجود داشته باشد ؟
شکى نیست که " لیله القدر " یکى از شب هاى رمضان است و ائمه علیهم السلام اصرار بسیارى داشته اند که شیعیان چند شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باشند تا آن شب را درک کنند . بنابراین ، اختلاف تقویم موجب نمى شود که چند شب قدر داشته باشیم !
گرچه تقدیر امور سالانه مردم ، در وقت معینى از شب قدر صورت مى گیرد ، اما براى مردم سراسر جهان با اختلاف افق هایى که دارند ، شب قدر به نسبت هر منطقه ادامه دارد و همچنان برکات آن شب ، شامل حالشان مى شود . از این رو ، در روایات آمده است حتى براى کسانى که در منطقه خود فرصت شب قدر را از دست داده اند ، روزهاى شب قدر نیز فضیلت آن را دارد .
در واقع ما دو نوع شب قدر داریم :
1 - شب قدر زمانى واقعى : لحظه اى از شب خاصى است که انسان در آن ، فیوضاتى را دریافت مى کند و این ، غیرقابل توسعه است .
2 - شب قدر زمانى اعتبارى : مقطعى از زمان است که ممکن است 24 ساعت یا کمتر یا بیشتر ادامه داشته باشد و با توجه به اختلاف آفاق متعدد شود . این شب قدر مى تواند توسعه یابد ، امتداد زمانى دارد و روز آن نیز داراى فضیلت است .
بنابراین ، مراقبت از شب قدر زمانى اعتبارى ، به امید رحمت گسترده خداوند متعال صورت مى گیرد . پس از او انتظار مى رود که از سر لطف و محبتش ، تمامى برکات شب قدر حقیقى و واقعى را که احیاگران نیت درک آن را کرده اند ، شامل حالشان گرداند .
حکمت پنهان بودن شب قدر چیست ؟
ممکن است مصلحت پنهان بودن شب قدر این باشد که مسلمانان در شب هاى دهه آخر رمضان به ویژه این سه شب را در عبادت و پرستش خداوند و تلاوت قرآن و مناجات و ... سپرى کنند . همچنین اگر شب قدر مشخص مى شد ، بسیارى از مردم به عبادت در آن شب بسنده مى کردند و از فیض دعا در دیگر شب ها باز مى ماندند . اکنون چون شب قدر پنهان و نامشخص است ، مؤمنان در همه شب هایى که احتمال دارد شب قدر باشد ، به ذکر الهى و توبه مى پردازند و از ثواب هاى بیشترى بهره مند مى شوند .
رابطه شب قدر و ولایت چیست ؟
در نگاهى عادى ، شب قدر ، ظرف زمان است ؛ یعنى بخشى از زمان است که در آن قرآن از عالم بالا به زمین نازل گشته است . اگر ظرفیت را در ظرف زمان منحصر نکنیم و بگوییم ظرف زمان ، پایین ترین مراحل از ظرفیت است ، به این نتیجه خواهیم رسید که شب قدر ، حقیقتى است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش ، توانسته است حقیقت قرآن را درک کند که آن ، وجود مقدس پیامبر است . پس از ایشان نیز ائمه معصومین علیهم السلام ، مصداق انسانِ کاملى هستند که قرآن ناطقند . در این معنا ، منظور از شب قدر را باید انسان کامل دانست .
بنابراین ، مى توان شب قدر را به دو نوع حقیقى و زمانى تقسیم کرد و گفت : لیله القدر حقیقى ، وجود طیبه انسان کامل است که ظرف قرآن ، بلکه قرآن ناطق است و هر کس بخواهد شب قدر را درک کند ، باید امام زمان خود را بشناسد ؛ یعنى امام زمانِ هر دوره اى ، مصداق شب قدر آن دوران است و در زمان ما مصداق لیله القدرى که ظرف قرآن و عین قرآن است و حقایق قرآن در او جارى مى شود ، حضرت حجه بن الحسن العسکرى (عج) است .
علاوه بر آن در این شب فرشتگان از طرف خداوند بر امام زمان (عج) نازل مى شوند و هدف از نزول آنها تقدیر و تعیین سرنوشت ها و آوردن خیر و برکت بر زمینیان است .
د) شب قدر ، شب نیایش
شب قدر ، شب نور و رحمت ، شب نزول قرآن و مطلع خیرات و سعادت و هنگام نزول برکات و سرآغاز زندگى نوین بشر و مبدأ تحول و تاریخ کمال واقعى انسان هاست .
شب قدر ، شبى است که اگر نبود و نمىآمد ، شب تیره بختى انسان به پایان نمى رسید و بامداد نیک بختى او طلوع نمى کرد .
شب قدر ، شبى است که براى انسان هاى ناآگاه و آلوده به فساد و گمراهى ، صبحِ هدایت و بیدارى و آگاهى و رستگارى شد و بزرگ ترین و گرامى ترین کتاب آسمانى که تا ابد راهنماى بشر و ضامن سعادت انسان است ، نازل شد و با اشراق ملکوتى خود ، جهان را از ظلمت شرک مجوس و تثلیث ترسا و خرافات یهود و بت پرستى ، به روشنایى توحید و پرستش خداى یگانه راهبر شد .
شب قدر ، شب مبارکى است که هر انسان در آن به درگاه الهى مى رود و به سعادت حضور معنوى و لذت تقرّب مى رسد .
ببارید چشم هاى رو سیاه من ! شاید که اشکها ، در این شب آبروى از دست رفتهتان را بازگرداند .
امشب ، خدا به این اشکها پاداش مى دهد ! این قطره هاى حقیر ، کارهاى بزرگى مى کنند .
این اشک ها ، خاموش کننده شعله هاى خشمى هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند !
اى دوست رمضانى ! قدر آفریده شد تا تلنگرى باشد براى شما و بهانه اى باشد براى او تا شما را ببخشاید ، شما را که دوستتان مى دارد .
خوشا آنان که در شام نزول یک باره وحى ، از آسمان غیب ، رفیق اهالى ماورا مى شوند و فرشتگان رحمت خدا را به سفره قنوت خویش مى خوانند ؛ زیرا در این شب مبارک ، ملائک سبّوح گویان به کویر زمین فرو مى بارند تا هوا ، پاک و بهارى شود و این شب تا سپیده ، غرق دانه هاى نور استجابت گردد و دلمان سرشار از روشنایى تقدیر شود .
اى خوب بىهمتا ! زیر سایه کلماتت ، زیر سایه کتاب مقدس نشستهام ؛ " بِک یا اللّه ، بِک یا اللّه " تو را به نام تو مى خوانم ؛ " یا مَنْ لَهُ الأَسْماءُ الحُسْنى "
از شعله هاى عذابت بیم دارم ؛ " یا مَنْ اِلَیهِ یهَربُ الخائِفُون "
بنده شرمسارت را بپذیر ؛ " یا مَن اِلَیهِ یفْزَعُ المُذْنِبُونَ "
و از گناهانم درگذر و مرا ببخشاى .
بیایید اى درمانده هاى در راه فرو مانده ! اگر فرصتى باشد ، امشب است .
شب قدر ، شب همسایگى با فرشتگان است . شب از یاد بردن خود ؛ شب غرق شدن در وجود خداوند ؛ شب رحمت ؛ شب تقدیر الهى .
شب قدر یعنى ؛
شب خلوت و خلوص و خلاصى
شب نیاز و نیایش
شب راز و رجعت و رهایى
شب تنهایى و توبه و تقدیر
شب قرآن و قیام و قرائت
شب شرم و شور و شهادت
شب ندامت و نماز و نزول
شب آمرزش و آرامش
توبه مهمترین و بهترین عمل در شب قدر
الف) درباره توبه بیشتر بدانیم
اقرار و اعتراف به گناه در پیشگاه خدا ، اثرگذارى تربیتى مثبتى بر روح و روان آدمى دارد .
توبه ، رفع موانعِ راه کمال و حرکت به سوى اللّه است .
ناامیدى از رحمت خدا از گناهان کبیره است و امید به بخشایش انسان را در راه پاکى و کمال یارى مى دهد .
توبه ؛ یعنى انسان در بن بست قرار نمى گیرد و همیشه به رهایى و نجات امیدى دارد .
آثار منفى گناهان را با عمل صالح و جبران گذشته باید ترمیم کرد و زدود .
توبه و استغفار ، عقده گشایى و سبک شدن از بار روحى و فشار هاى روانى است .
توبه باید هرچه زودتر انجام شود و تأخیر در آن روا نیست مثل یک بیمارى خطرناک که اگر دیر به فکر درمان بیفتیم ، ریشه مى دواند و درمانش مشکل مى شود و گاهى هم ناممکن !
توبه مثل آن است که پرنده اى خیس شده باشد و رطوبت بال ها اجازه پرواز به او ندهد ، ولى او با تکاندن خود و بال هایش سبک تر مى شود و قدرت پرواز و ادامه راه را مى یابد .
توبه نوعى پاکى است و خداوند توبه کنندگان را دوست دارد .
ب) محور هاى پیشنهادى در زمینه توبه
تبیین معنا و مفهوم و حقیقت توبه و غفاریت خدا
ضرورت و اهمیت توبه
نشانه هاى توبه راستین و دروغین
مراحل توبه
شرایط پذیرش توبه
نشانه هاى تشخیص توبه مقبول
ضرورت تسریع در مراحل توبه
بررسى راه هاى جبران گناه
نقش شیطان در به تأخیر انداختن توبه
نمونه هاى تاریخى توبهکاران
نقش رمضان در زمینه سازى براى توبه و دورى از گناهان
بررسى آثار و برکات توبه واقعى
رحمت و مغفرت
نورانى شدن دل و صفاى قلب
درخشندگى عمل
همراهى با اهلبیت علیهم السلام
حفظ آبرو
محفوظ بودن از وسوسه شیطان
جلوگیرى از نزول بلا
سرانجام توبه نکردن و اصرار بر گناه
ج) رمضان ، بهار توبه
توبه ؛ یعنى ...
بازگشت به بارگاه حق
وارستگى از وابستگى ها
پیمودن پله هاى پاکى
شرمسارى از گناه
امید به رحمت خدا
یک بار براى همیشه
نبستن در هاى باز
جاى گزین کردن خوبى ها
حذف بدى ها از کارنامه آدمى
پنجره باز رحمت خدا
برافروختن شعله هاى ندامت در درون
بازگشت از یک جاده اشتباه
جبران گذشته
عذرخواهى به بهترین صورت
توجه به چشمه پرفیض رحمت الهى
اعتراف به بدى ها
پیرایش و پالایش نفس
غنیمت شمردن فرصت ها
دریچه امیدوارى
ترک شیرینى گناه
وجدان بیدار آدمى
توبه به معناى بازگشت است . بازگشت از عصیان به طاعت ، از فجور به تقوا ، از نسیان به ذکر ، از سیئات به حسنات ، از خود محورى به خدا محورى !
توبه ، یک لفظ نیست ، بلکه یک عمل است .
توبه ، قول نیست ؛ فعل است .
توبه ، شوراندن شخصیت انسانى و فطرت الهى علیه شخصیت پلید و هویت مسخ شده اخلاقى است .
توبه ؛ یعنى تا پشیمان نشوى ، تصمیم بر ترک گناه نمى گیرى .
توبه ، یک روزنه امید است . دریچه گشایش و نقبى به جهان امیدوارى است .
توبه ، خانه تکانى روح از غبار معصیت است .
توبه ، صیقل دادن قلب از زنگار " خدا فراموشى " است .
توبه ، آغاز کردن زندگى جدیدى است بر اساس عقل و خرد .
توبه ، خواندن اعتراف نامهاى است که تو را از شکنجه وجدان و درد شلاق ها و تازیانه هاى " نفس لوامه " و " وجدان اخلاقى " مى رهاند .
اختیار انسان و شب قدر
آنچه از مجموع مباحث به دست میآید این است که با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات ، اطمینان کامل پیدا مى کنیم که شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقین ، او در مقدرات و سرنوشتى که در شب قدر برایش رقم مى خورد موثر است ؛ حتى مى شود گفت که نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند .
ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند به شرح زیر تقدیم مى گردد :
۱- حالات و دریافت هاى شخصى
کسانى که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند ، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند . گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر ، در همه افکار ، اخلاق ، کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوى قرار مى دهد . دیگرانى هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمى کنند ، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری های شب قدر بهره بردارى کرده و فیض معنوى مى برند . ریشه اصلى این دگرگونى ها و حالات ، به خود افراد بر مى گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضیلت هاى آن کرده باشند . اگر معنویاتى که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده ، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند ، براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضاى حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند ، به همه یکسان و على السویه بدهند ؛ در حالى که ما مى دانیم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود ؛ پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت ، کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس . نتیجه اینکه یکى از راه هاى رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر ، صاحب نقش هستند یا نه ، این است که ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است .
٢- شناساندن شب قدر
خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص ، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است . در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است : قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می آیند . سپس افزوده است : شب سلامت است . و فرموده است : عمل صالح در او ، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است . فردى به امام باقر (ع) عرض کرد : مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست ؟ حضرت فرمودند : (( والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر )) ؛ کار شایسته از قبیل نماز و زکات ، صدقات و انفاقات و ، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست ، انجام شود . اگر کار هاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد ، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود ؟
اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب ، سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند ، چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است ؟ اگر دانستن نزول فرشتگان ، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد ، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان مى گشاید ؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست ، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد . حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود ، این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد ،اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد ، عمل کننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد ، فاعل آن شقى خواهد بود .
۳- اجماع و سیره مسلمانان
مى دانیم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى ، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب ، اهتمام مى ورزند . نقل شده که یکى از دانشمندان بزرگ اسلام ، براى اینکه شب قدر را درک کند ، یک سال تمام یعنى حدود 357 شب ، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى کرد . این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال ، همراه گریه وزارى و استغفار ، برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است .
۴- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر
حتى در حال بیمارى امام صادق (ع) به ابوبصیر مى فرماید : (( وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه )) ؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان (( واحیهما ان استطعت الى النور )) ؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن (( واغتسل فیهما )) ؛ در آن دو شب غسل کن . ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم ؟ فرمودند : نشسته بخوان . اگر باز هم نتوانستم ؟ خوابیده بخوان .
اگر باز هم نتوانستم ؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را ، به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى ، چون در ماه رمضان ، درهاى آسمان گشوده است ، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود . از حدیث فوق ، مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد . مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است ، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد ؛ امام (ع) هم ، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد ، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد . نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند ، جمله پایانى امام (ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند ؛ آنجا که فرمودند : (( و تقبل اعمال المومنین )) ؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود .
٥ - تشویق زیاد به دعا هاى ماثور و راز و نیاز
مى دانیم که دعاهاى شب قدر ، از طولانى ترین و پر محتوا ترین دعاهاست ؛ دعاهایى مانند (( جوشن کبیر )) ، (( ابوحمزه ثمالى )) و امثال آن ها ، که اگر با حال و توجه خوانده شود ، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است ، ادعیه اى که انسان را با دریایى از معارف آشنا مى کند . انسان با خواندن دعا از یک طرف ، با یاد آورى لطف ، گذشت ، کرم ، رحمت و بخشش بى پایان خداى مهربان او را در کنار و دستگیر خویش مى بیند و نور امید در دلش مى درخشد و از دیگر سو ، با یاد آوردن سختى هاى جان کندن ، تنگى و فشار قبر ، گرفتارى هاى عالم برزخ ، حساب و کتاب فرداى قیامت ، شعله هاى دردناک و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر ، تمام وجودش ، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه باید باشد مى سنجد و زیانى که در گذشته متوجه وى شده است را در مى یابد و علاوه بر شک و تردیدى که نسبت به راه و روش نا مطلوب خویش پیدا مى کند ، ندامت سراسر وجودش را پر کرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى گیرد و مسیر زندگى اش را دگرگون مى کند . اگر هم به این مرحله نرسد ، لااقل بر کردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت ؛ زیرا بیم و امیدى که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مى شتابد . در مقابل ، اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند ، در همان جمود و غفلت ، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد . از گفتار فوق ، این نتیجه به دست مى آید که در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى دهد .
گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات ، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشیند ؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود . بنابراین ، دعا در شب هاى قدر که یک کار اختیارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد ؛ به همین دلیل به آن سفارش اکید شده است . علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال ، در شب هاى قدر تاکید بیشترى بر این امر شده است ؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه کار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى زند .
٦- نکوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند : (( من ادرک لیله القدر ، فلم یغفر له فابعده الله )) از خداوند به دور باد و نفرین بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد ، اما آمرزیده نشود . با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر ، نتیجه کار خود بندگان است و گرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى (ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصیت ، سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند . (( انس بن مالک )) از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمودند : (( ان هذا الشهر قد حضرکم )) ؛ ماه مبارک به شما رو آورده است . (( و فیه لیله خیر من الف شهر )) ؛ در این ماه شبى است که برتر از هزار ماه است . (( من حرمها فقد حرم الخیر کله )) هر کس از فیض شب قدر محروم گردد ، از تمام خیرات بى نصیب مانده است . (( ولا یحرم خیرها الا محروم )) و محروم نمى ماند از برکات شب قدر ، مگر کسى که خویشتن را محروم کرده است . روایات ، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند ، از جمله آن کارها میخوارگى یا (( دایم الخمر )) بودن و نیز آزار پدر و مادر است .
٧- شب قدر مکمل اعمال صالح
یکى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام ، کامل و پر کردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبود هاى آنان است ، تا با دستى پر این جهان را ترک کنند . پیش از این گفتیم که امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه (( لیله القدر خیر من الف شهر )) فرمودند : مراد این است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است . روایتى نیز از امام باقر (ع) وارد شده ، در پاسخ به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست ؟ ایشان مى فرمایند : (( و لولا ما یضاعف الله للمومنین ، لما بلغوا ولکن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات )) ؛ اگر خداوند کار هاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى رسند ، اما از راه لطف کارهاى نیکوى آن ها را چند برابر مى فرماید تا کاستى هایشان جبران شود . از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى توان فهمید که مبنا و اساس ، عمل صالح خود بنده است ؛ هنگامى که یک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد ، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند ؛ پس ، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر ، عمل اختیارى صالحى است که با عنایت خداوند ، برکت یافته و چند برابر مى شود . در روایات به پاره اى از اعمال سفارش شده که نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است .
٨- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر
1- نماز (( انس بن مالک )) از پیامبر گرامى (ص) روایت کرده که فرمودند : (( من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من لیله القدر )) کسى که از اول تا آخر ماه مبارک ، در نماز جماعت حاضر شود ، بهره اى از شب قدر نصیبش شده است .
2- افطارى دادن با مال حلال (( ابو شی ابن حیان )) از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که فرمودند : (( من فطر صائما فى شهر رمضان من کسب حلال صلت علیه الملائکه و لیالى رمضان کلها و صافحه جبرائیل (ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تکثر دموعه ... )) کسى که با مالى که از راه حلال به دست آورده ، روزه دارى را افطار دهد ، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه کند ، نشانه مصافحه جبرئیل آن است که دل مصافحه شونده نرم و اشکش جارى مى شود .
3- صدقه درباره امام زین العابدین (ع) آمده است : (( کان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى کل یوم بدرهم فیقول : لعلى اصیب لیله القدر )) در هر روز ماه مبارک یک درهم صدقه مى دادند ، آن گاه مى فرمودند : شاید با این کار ، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم . (( عبدالله بن مسعود )) روایت مى کند که شبى رسول خدا (ص) از نماز عشا فارغ شد ، مردى از میان صفوف برخاست و گفت : اى مهاجران و انصار ، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم . مرا طعامى دهید . رسول خدا گفت : اى فقیر ، ذکر غریب مکن که دل مرا اندوهگین ساختى . بعد از آن فرمودند : غریبان چهار قسمتند : 1- مسجدى که در میان قومى باشد که در آنجا نروند و نماز نخوانند . 2- مصحفى و قرآنى که در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نکنند . 3- عالمى که در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نکنند و از او مسایل دینى سوال نکنند .
4- اسیران اهل اسلام که در میان کفار باشند ، پس فرمود : کیست که موونه و غذاى این مرد را کفایت کند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد ؟ حضرت على (ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا (س) رفت و گفت : اى دختر رسول خدا ، در کار این میهمان نظرى کن . حضرت زهرا فرمود : در خانه طعام اندکى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یک نفر را بیشتر کفایت نمى کند . على (ع) فرمود : آن را حاضر کن .
فاطمه (س) طعام را پیش آورد . حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت که اگر من از این طعام بخورم میهمان را کافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود ، پس دست دراز کرد به سوى چراغ و چنان نشان داد که چراغ را اصلاح مى کنم و آن را خاموش کرد و فاطمه (س) را گفت در روشن کردن چراغ دیگر تعلل کن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور کند که على غذا مى خورد .
و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه (س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود . امیر المومنین فرمود : اى فقیر ، چرا طعام خود را نخوردى ؟
گفت : سیر شدم ؛ پس على (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود .
4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند : (( من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله )) ؛ کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند ، تا شب قدر آینده ، عذاب دوزخ از او دور گردد .
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر (ع) فرمودند : (( من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه )) ؛ کسى که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى کند ، گناهانش آمرزیده مى شود .
روایاتى که ذکر شد به خوبى دلالت دارند که برخى مقدرات و پاداش ها ، مانند دور شدن عذاب دوز که در حدیث پیامبر اکرم (ص) ذکر شده بود ، نتیجه کار خود بندگان است . موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینکه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد ، کافى باشد ، ولى براى تکمیل بحث ، نکاتى چند که خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى کنیم . این بحث تکمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم :
1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان .
2- عمل و پاداش آن ، صرف نظر از زمان خاص .
1- پاداش ها در ماه مبارک رمضان
امام هشتم على بن موسى الرضا (ع) فرمودند : در ماه مبارک کار هاى خوب پذیرفته و کار هاى زشت بخشیده شده است . خواندن یک آیه قرآن در این ماه ، برابر با یک ختم قرآن در ماه هاى دیگر است . کسى که برادر خود را با یک لبخند شاد کند ، در روز واپسین خداوند دلش را شاد کرده و مژده بهشت به او دهد . کسى که مومنى را در این ماه یارى کند ، خداوند در روزى که قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگیرى کرده و از پل صراط عبورش خواهد داد . هرکس خشم خود را نگه دارد ، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نکند . هرکس درمانده اى را فریادرسى کند ، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نکند . کسى که ستمدیده اى را یارى کند ، خداوند او را در دنی ، در مقابل دشمنانش یارى کرده و در روز قیامت نیز ، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید . و در روایت دیگر امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمودند : کسى که ماه مبارک رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد ، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى کند .
دو روایت بالا ارتباط محکم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارک و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را کاملا آشکار نموده است .
2- پاداش عمل
با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست که بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتیجه کار بنده دانسته ، یا عمل او را تنها عامل معرفى کرده اند .
نمونه اى از این آیات و روایات : (( ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم )) در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد ، تا آنان حال خود را تغییر دهند . (( ظهر الفساد فى البر والبحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون )) به سبب اعمال مردم ، فساد در خشکى و دریا آشکار شد تا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشانند ، باشد که باز گردند . دعا دگرگون کننده سرنوشت (( ابن حبان )) و (( حاکم )) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده اند که فرمود : فقط دعاست که تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون مى کند و تنها نیکى است که مایه افزایش عمر مى گردد . گاهى شخص گناهى را مرتکب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند .