از گوشه کنار دل ...
* اگر ستاره ها از ظلم با خبر بودند هرگز پدیدار نمیشدند و تو ای پرنده شادی و سرور اگر از حالم
با خبر بودی لبخند را به دیروز می سپردی.
* کاش خدا به اشکهای کودکانه ام رحم می کرد،کاش تو زار زدنم را می دیدی و سفر را فراموش
می کردی کاش هنوز در کنارم بودی تا روزهایم را یکی یکی در تو خلاصه کنم. کاش...
*زمانی که متولد شدم به من آموختند دوست بدار ولی حالا که دیوانه وار دوست می دارم می گویند
فراموش کن آیا این است راه و رسم زندگی ...
*دزدی بلد نبودم حتی با کلیدی که در دستم بود فقط دربهای پشت سرم را قفل کردم تمام من را تو
از من دزدیدی گناه من این بود که فقط دوستت داشتم
* نمیدانستی از تاریکی میترسم همیشه سیاه می پوشیدی داشتم به تاریکی عادت میکردم سفید
پوشیدی و رفتی
* اگر کسی را دوست داری آزادش بگذار اگر سوی تو بازگشت مال توست در غیر این صورت هیچ گاه
معنی بودن نمی دهد