عنوان مقاله:نگاهي آسيب شناسانه به بازي هاي رايانه اي جاي خالي انديشه هاي اسلامي- ايراني

منبع :روزنامه کيهان ، چهارشنبه 29 شهريور 1385- سال شصت و چهارم-شماره 18621 


گزارش از محمد کريمي
بازي هاي رايانه اي به همان ميزان که محبوب ترين بازي بچه هاي اين دوره و زمانه لقب گرفته است، يک تهديد کننده جدي براي سلامت روح و روان و جسم آنان نيز به شمار مي رود.

برخي از روانشناسان براين باورند که آثار اين گونه بازي ها به تدريج در رفتار و گفتار بازي خورها آشکار مي شود. اين گروه از روانشناسان از بازي خورهاي حرفه اي بازي هاي رايانه اي به عنوان بيماران رواني ناشناخته نام مي برند.
متأسفانه به دليل عدم آشنايي والدين با عارضه هاي ناشي از اين بازي ها و همچنين نبود قوه نظارتي قدرتمند و تأثيرگذار، دايره آسيب پذيري بچه هاي ايراني بيش از ديگر بازي خورها در دنياي بازي رايانه اي است.
البته نمي توان تأثيرگذاري اين بازي ها بر خلاقيت و بالندگي ذهني بازي خورها را ناديده گرفت به شرطي که آنها در گروه هاي سني متناسب خود عرضه شوند.
بررسي هاي اجمالي در عرصه گيم نت ها و بازار نشر و عرضه بازي هاي رايانه اي نشان مي دهد که نظارت مستمر و مؤثر حلقه اي مفقوده در سير توليد و عرضه بازي ها در ايران است که در فقدان آن قواعد بازي در گيم نت ها، شبه گيم نت ها و حتي خانه ها بر هم مي ريزد.


 

افکار آلوده اولين نشانه بيماري بازي خورها
بازي هاي رايانه اي به گونه اي طراحي و ساخته مي شوند که مخاطب را وادار سازد تا به هر نحو ممکن و به گمان خود به انتهاي بازي و در نهايت برتري در آن دست يابد. اين نقطه آغازين حمله به ذهن و روح يک کودک يا نوجوان است. استرس و اضطراب ناشي از برتري جويي از همان لحظات اول بازي ذهن و روح او را مچاله مي کند.
يک بازي خور وقتي رو به روي رايانه قرار مي گيرد و کليد شروع بازي را مي فشارد مي کوشد در کمترين زمان، موانع طراحي شده را طي کند. جذابيت رنگ و تصوير و نيز سير داستاني بازي ها به گونه اي است که بازخور درهر گروه سني را وادار مي کند ساعت ها بدون کمترين تحرک در برابر رايانه بنشيند و در نقش نيروي غالب در بازي ها به فکر حذف موانع باشد.
در هريک از بازي ها که پيش از اين به آنها به اجمال اشاره شد، بازي خور تنها به پيروزي و برتري مي انديشد و براي رسيدن به اهداف خود به هيچ انگاره اي جز نابودي، متلاشي کردن نمي انديشد به مثله کردن هم رضايت نمي دهد فقط مي کوشد حريف را له کند! شايد خرده گرفته شود که اين گونه نبايد نوشت اما اين صحنه هاي غيرقابل انکار برخي بازي هاي رايانه اي است که در اختيار بچه هاي اين مرزوبوم قرار دارد.
طبيعي است روند بازي ها و ادامه آن به تدريج بازي خور را به وادي روان پريشي و سؤظن سوق مي دهد.

دکتر رحمتي يکي از روانشناسان در اين باره مي گويد: «اصرار بر انجام خطا و گناه، قبح موضوعات را از بين مي برد. اين بازي ها نيز نوعي ابزار مدرن براي قبح شکني هستند. يعني فضاي بازي به گونه اي است که بچه ها به صورت گروهي يا فردي در پي ضربه زدن، متلاشي کردن، له کردن و نابودي برمي آيند. اگر به صورت آنها هنگامي که در بازي و در برابر رقيب تصويري خود يا مانع فيزيکي گرافيکي قرار مي گيرند، نگاه کنيد به راحتي آثار خشم توأم با اضطراب را در چهره آنها مي توانيد ببينيد.
برخي از بچه ها از اين حالت هم فراتر مي روند و ناخواسته فرياد مي کشند. اين حالت از نظر رواني به تدريج در ذهن و روح بچه ها باقي مي ماند و در رفتارهاي روزمره آنان مي توان مشاهده کرد. مثلا کودک يا نوجواني که دراين گونه بازي ها افراطي عمل کرده است همواره نگران پيرامون خود است. حتي در برخي موارد ناخودآگاه -در تلاش براي دفع انديشه هاي آلوده اي که ذهن او را مشغول کرده است- به بهانه هاي مختلف به همبازي خود يا حتي برادر يا خواهر خود آسيب مي رساند.» اين روانشناس با اشاره به ناآشنايي والدين به علائم رفتاري فرزند بيمار خود، از گسترش اين بيماري در ميان بچه ها ابراز نگراني مي کند و مي گويد: «بي توجهي والدين به بچه ها و همچنين عدم وسواس و دقت نظر مسئولان امور نظارتي اين گونه بازي ها در رعايت تناسب سن و جنس بچه ها با بازي هاي رايانه اي يک تهديد بالقوه براي جامعه به شمار مي آيد.»
وي از کنترل زمان بندي انجام بازي هاي رايانه اي، احساس مسئوليت بيشتر والدين در تهيه بازي ها، نظارت آشکار بر گيم نت ها يا شبه گيم نت ها به عنوان مهمترين راهکارهاي مؤثر در جلوگيري از ابتلاي بچه ها به اين نوع بيماري ياد مي کند.
ترويج روحيه بزن بهادري
سبک برخي بازي هاي رايانه اي به گونه اي است که بايد بزني، نابود کني و بکشي تا بتواني به مراحل ديگر بازي هم برسي.
اين بازي ها که در غرب هم با وسواس بسيار عرضه مي شود در کشورمان به راحتي در اختيار بازي خورها قرار مي گيرد!
به عبارت ديگر، در کشورهاي ديگر علاوه براين که بر روي هر سي دي بازي رده سني مختص به آن به صورت آشکار مشخص شده است، فروشنده يا صاحب گيم نت تنها موظف است آن را دراختيار گروه سني مذکور قرار دهد.
ناشران و توزيع کنندگان سي دي هاي بازي هاي رايانه همچنين به والدين به هنگام خريد، رده سني بازي را متذکر مي شوند. اما در ايران اين گونه نيست. بچه ها و حتي دختران کودک و نوجوان به شدت به انجام بازي هاي خشن و اکشن علاقه نشان مي دهند. بي توجهي خانواده ها، عدم آشنايي والدين با محتواي بازي ها و همچنين سوءاستفاده برخي از ناشران و عرضه کنندگان بازي ها از نبود قوه نظارتي و استقبال بازي خورها از اين گونه بازي ها، همه و همه دست به دست هم مي دهند تا کودک و نوجوان و حتي جوان را به سمت و سوي ناهنجاري ها بکشانند.

دکتر رحمتي در اين باره معتقد است: «هريک ازافراد جامعه همزمان با شکل گيري روحيه و تيپ فکري با هنجارها و ناهنجاري ها آشنا مي شود. نقش هريک از ارکان جامعه ازجمله خانواده و مدرسه در رشد وتکامل تيپ فکري افراد غيرقابل انکار است از اين رو غفلت از وظايف خود گناهي نابخشودني است. روانشناسان همواره در بحث شکل گيري شخصيت رفتاري و گفتاري افراد به نقش ابزارهايي چون تلويزيون، کتاب و مطبوعات تأکيد مي کنند. اکنون با شکل گيري دنياي پيچيده بازي هاي رايانه اي هشدارها درباره آسيب پذيري شخصيت بچه ها و تأثيرگذاري آن بر جامعه شدت يافته است.»
وي براين باور است آن گونه که نسبت به نقش اين بازي ها در پرورش خلاقيت و شکوفايي ذهن و انديشه بچه ها تأکيد مي شود بايد ازعواقب ناشي ازافراط در انجام بازي ها، نامناسب بودن بازي ها با سن بچه ها نيز هشدارداد.»
اين روانشناس ازگسترش روحيه بزن بهادري در گروه هاي سني مختلف ابراز نگراني مي کند و مي گويد: «اين واقعيت را بپذيريم که اگر مراقب نباشيم فرزندمان کدام بازي را و طي چند ساعت مستمر انجام مي دهد، بايد شاهد رفتار قلدرمآبانه او باشيم.»
تيک هاي عصبي حاصل بازي افراطي
نمي توان ازبازي هاي رايانه اي نوشت و از کنار شدت علاقه و گرايش رده هاي سني مختلف به آن به سادگي گذشت.
متأسفانه برخي از ناشران، صاحبان گيم نت ها و شبه گيم نت ها از اين علاقه مندي تنها براي کسب سود بيشتر استفاده مي کنند.
به نظر مي رسد براي صاحب يک گيم نت چندان تفاوتي ندارد که يک بازي خور بيش از 7ساعت از يک روز خود را به صورت مستمر در برابر رايانه اي که در اختيارش قرار گرفته بنشيند و در فضايي تاريک به هجوم، درگيري، خشونت، قطع عضو، قتل و... بيانديشد. اما انصافاً درديگر کشورها به رغم اين که نمي توان علاقه مندي و حتي اعتياد بچه ها به بازي ها را انکار کرد، اين گونه بچه ها در گرداب بازي ها و گيم نت ها رها نيستند.
همچنان که به تازگي مسئولان فرهنگي کشور چين با هدف جلوگيري از افراطي گري در انجام اين بازي ها و نيز مهار عواقب سوء آن درصددند تا بازي خورهايي را که طي روز بيش از 10 ساعت در برابر رايانه ها ميخکوب مي شوند، در قرنطينه قرار دهند!
متأسفانه بايد نوشت که افراط برخي از بازي خورها و همچنين گرفتاري هاي روزمره والدين سبب شده تا تعدادي از بازي خورها اولين علائم افراط در انجام بازي هاي رايانه اي را ناخودآگاه از خود بروز دهند. پرش پلک چشم، تيک هاي عضلاني در دست و پا رفتاري است که برخي بازي خورها از خود نشان مي دهند والبته مشاهده آن ها در جمع خانواده، ميهماني ها و جمع دوستان آزاردهنده است!
انزواطلبي و سپس افسردگي
از ديگر بيماري هاي ناشي ازافراط در بازي هاي رايانه اي را گوشه گيري تدريجي عنوان کرده اند.
«هادي سعيدي» يکي از کارشناسان اين بازي ها در اين باره مي گويد: «جست وخيز، رفتار و گفتار شادي آفرين از جمله ويژگي هاي يک بازي است. اما متأسفانه بازي هاي رايانه اي اين ويژگي ها را ندارند و بلکه بالعکس بازي خور ساعت ها در يک نقطه مي نشيند و بر يک صفحه خيره مي شود. تنها حرکتي که در اين بازي ها مي توان ديد، حرکت دست براي حرکت دادن موس يا فشردن چند کليد است. طبيعي است تداوم اين حالت به تدريج فرد را گوشه گير مي کند. ساعت ها ذهن و جسم خود را در برابر دستگاه قرار داده است و اکنون پس از بازي- که بعضاً با ناکامي روبه روست- حال و حوصله پرداختن به هيچ کاري را ندارد. نمي تواند به احساسات، نشاط و شور خانواده پاسخ دهد.»
سعيدي به نکته قابل تأملي اشاره مي کند: «در بازي هاي رايانه اي هميشه برتري با بازي خورها نيست. در اين حالت دو اتفاق مي افتد. وقتي در قالب گروهي در گيم نت يا شبه گيم نت ها نشسته است از اين که نمي تواند بر جريان يک بازي مسلط شود و به اصطلاح موانع را عبور کند، سرخورده مي شود. اما جذابيت بازي ها به گونه اي است که بازي خور سعي مي کند از اين پس به صورت فردي و براي برتري بازي هاي مورد علاقه خود را ادامه دهد. در اين حالت گوشه گيري و انزوا به تدريج شکل مي گيرد.»
نمونه اي از افراط دوجانبه!
خانم کاظمي يکي از مربيان يک دبيرستان دخترانه درباره آثار سوء بازي هاي رايانه اي بر رفتار و گفتار فرزند خود مي گويد: «پسر من 10ساله است. از سن 5سالگي او را با بازي هاي رايانه اي سرگرم کرده ام. آن قدر در اين راه افراط مي کردم که حتي صبحانه، ناهار و شام او را پشت ميز رايانه و درحال بازي به او مي دادم. از سن 7سالگي چشمانش دچار کم بينايي شد و اکنون نمي توانم او را به مهماني ببرم. کودکي که در شر و شوري زبانزد خاص و عام بود الان با رفتار و گفتار خود تعجب همه را برمي انگيزد. او فقط به منازلي مي آيد که رايانه داشته باشند.»
وي ادامه مي دهد: «پسرم دچار تيک هاي عصبي است، باور کنيد راه رفتن او عادي نيست و جلب توجه مي کند.»
آيا مي دانيد؟
براساس آمار منتشره، 55درصد والدين چندان حساسيتي نسبت به انجام بازي هاي رايانه اي توسط فرزندان خود، نشان نمي دهند. اين درحالي است که به باور بسياري از کارشناسان و روانشناسان والدين در جلوگيري از خطرات احتمالي اين بازي ها، نقش مؤثري مي توانند داشته باشند.
دکتر عباسعلي اللهياري عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي مي گويد: «براساس تحقيقات اخير مشخص شده است که به دليل تمرکز زياد بچه ها بر صفحه رايانه به تدريج به بيماري «صرع نوري» مبتلا مي شوند. اين بيماري درحالت افراطي به صورت غش و ضعف و صرع ديده مي شود.
وي تأکيد مي کند: «امروزه محققان نوعي اعتياد را مطرح مي کنند که در هزارتوي اين بازي ها نهفته است.»
چه بايد کرد؟
در اين نکته شکي نيست که نمي توان با دنياي بازي هاي رايانه اي قهر کرد. اما به نظر مي رسد اطلاع رساني و نهادهاي فرهنگي در کنار يک نهاد نظارتي مؤثر مي تواند دنياي جذاب بازي هاي رايانه اي را دوست داشتني تر کند.
دکتر اللهياري در اين باره مي گويد: «بسياري از کشورها که در نگاه ظاهري، فضاي باز سياسي، اجتماعي و فرهنگي دارند، آن ها هم ابزار کنترلي را در اختيار دارند. زيرا اين نکته را نمي توان انکار کرد که بايد جنبه هاي منفي بازي هاي رايانه اي را کنترل کرد. در جامعه ما خانواده ها اطلاعات مناسبي در اين باره ندارند که اين ناشي از کم کاري در عرصه اطلاع رساني است. فقدان يک آموزش عمومي در اين زمينه کاملاً محسوس است.»

وي بر اين باور است که موضوع بازي هاي رايانه اي و محتواي آن ها هنوز براي خانواده ها تبيين نشده است. درحالي که آموزش وپرورش کودک و نوجوان سخت ترين کاري است که خانواده ها برعهده دارند.
وي مي گويد: «وقتي از ضرورت نظارت خانواده ها بر بازي ها سخن مي گوييم منظور اين نيست که آن ها را به صورت مستقيم امر و نهي کنيم بلکه از جنبه روانشناختي بايد وارد موضوع شد. خانواده ما کمتر به تشريح بازي ها و حتي همراهي بچه ها در يک بازي رايانه اي مي پردازند. اين حالت همان نظارتي است که از آن سخن مي گوييم.»

دکتر اللهياري پيشنهاد طراحي و ساخت بازي هاي رايانه اي با آينده اي از فرهنگ ملي و ديني ايراني را مطرح مي کند و مي گويد: «پيدا کردن بازيهاي جايگزين متناسب با سن بچه ها مهمترين شاهکار است. بالاخره نيازي است که ايجاد شده است و نمي توان آن را ناديده گرفت. پاسخ به اين نياز هم کشف استعدادها و افراد طراح و باتجربه است تا بازي هاي رايانه اي را با فکر ايراني طراحي کنند. در اين صورت هم مي توانيم فرهنگ ايراني را در جهان اسلام ترويج کنيم.